تبليغاتX
اندیشه گر
شنبه بیست و دوم تیر 1387
درسی از لویی پاستور
 

                                                   

 

در هر حرفه ای هستید نه اجازه بدهید که به بدبینی های بی حاصل آلوده شوید و نه بگذارید که بعضی لحظات تأسّف بار ، که برای هر ملّتی پیش می آید ، شما را به یأس و نا امیدی بکشاند.

در آرامش حاکم بر آزمایشگاه ها و کتابخانه هایتان زندگی کنید.

نخست از خودتان بپرسید :

« برای یادگیری و خودآموزی چه کرده ام ؟»

سپس همچنان که پیش می روید ، بپرسید :

« من برای کشورم چه کرده ام ؟»

و این پرسش را آن قدر ادامه دهید تا به این احساس شادی بخش و هیجان انگیز برسید که " شاید سهم کوچکی در پیشرفت و اعتلای بشریّت داشته اید ."

اما هر پاداشی که زندگی به تلاشهایمان بدهد ، یا ندهد ، هنگامی که به پایان تلاشهایمان نزدیک می شویم ، هر کداممان باید حقّ آن را داشته باشیم که با صدای بلند بگوییم :

« من آن چه را که در توان داشته ام انجام داده ام .»

 

لویی پاستور

( 1895 ـ 1822 )

 

 

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 8:50 | | لينک به اين مطلب
شنبه هشتم تیر 1387
فرهنگ نقد و نقدپذیری

 

نقد و نقدپذیری دو موضوع جداگانه ، ولی مکمل یکدیگرند.نقد، لازمه آن نقدپذیری است و وجودشان در هر جامعه ای که خواهان رشد و بالندگی است ضروری و حیات آفرین است.مساله نقد کردن و نقد پذیری ، سرمایه ای ارزنده برای صلاح فرد و اصلاح اجتماع به شمار می رود.شناخت کاستی ها و تلاش برای زدودن آنها ، گامی است اساسی  در رسیدن به رستگاری  فردی و اجتماعی. پرده پوشی بر آنچه بوده و هست،رویدادها را دگرگون نمی سازد. انسان خردمند همواره در جستجوی آن است  که در سیر تکاملی فردی و جمعی آفت ها و آسیب ها و کاستی ها را بزداید تا به درستی راه را بپیماید. از این روی در منطق فرزانگان نقد و انتقاد قدر و قداست ویژه ای دارد و یکی از برتری های اخلاقی و اجتماعی مهم، به شمار می رود. اگر همگان به این باور برسند که بالندگی فردی و توسعه و پیشرفت اجتماعی آنان بوسیله نقد دلسوزان رشد و شتاب بیشتری می یابد. و هیچکس بی نیاز از یادآوری و انتقاد دیگران نیست فضای جامعه دگرگون می شود و انتقادها جای انتقام ها را می گیرند.

 

هدف از نقد پاره کردن و دریدن و مثله کردن افکار و آرامش جامعه و مردم و یا برشمردن عیب ها و یا کاستی ها نیست، بلکه ارج نهادن به کار مثبت دیگران و یادآوری رواها و نارواها در کنار هم و پیدا کردن راههای درمان برای دردهای موجود است. این شیوه می تواند راه را بر پویایی و شفاف شدن جامعه هموار کند و جامعه را به سوی ابتکار و تکامل و پیشرفت رهنمون سازد.

 

از این جهت بیان عیب به گونه ای و زبانی که به اصلاح صاحب عیب بینجامد کاری است بس بزرگ و دشوارکه البته چه زیبا گفته است پیرهرات (خواجه عبداللله انصاری):«عیب از یار بیندازند، اما یار را به عیب نیندازند.» شهید مطهری در تفسیر و تعریف نقد می نویسد:«قوه نقادی و انتقاد کردن به معنای عیب گرفتن نیست ، معنای انتقاد، یک شئ را در محک قرار دادن و به وسیله محک زدن به آن سالم و ناسالم را تشخیص دادن است....»

 

نقدپذیری به عنوان خوی و خصلت انسانی و اسلامی، نقش مهمی در فرو نشاندن آسیب ها و آفت های فردی و اجتماعی دارد.رواج نقدپذیری در اجتماع کمک فراوانی به پایان دادن کشمکش ها و درگیری ها می کند.به همان اندازه که نقد و نقادی مایه کمال و رشد رفتارها و عملکردهاست، نقدپذیری نیز زمینه ساز بسیاری از خوشبینی ها و امیدواری ها نسبت به اصلاح امور است.دست اندرکارانی که به استقبال نقد می روند و از آن بیم و ترسی ندارند از مدیریتی بهتر و کمال یافته تر برخوردارند و کمتر دچار چالش و دوباره کاری می شوند و یا بهتر است بگویم:

 

" نقدپذیری" جلوه ای بی بدیل ازافراد سلیم النفس و از موثرترین شاخصه های افراد تحول گرا ست.

 

در انتقاد سالم عالم محضر خداست و مردمان همه آفریده های او. کاستی ها و ضعف ها با توجه به این بینش به گونه ای مطرح می شوند که ناسازگار با آن حضور نباشد.

 

 از دوست عزیز جناب آقاي محمدجواد غریبی" در بازبيني و ويرايش متن سپاسگزاري مي شود.

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 16:26 | | لينک به اين مطلب
دوشنبه سوم تیر 1387
با تغییر در رویه خویش از اتلاف سرمایه ها و منابع با ارزش جلوگیری کنیم.

 حكايت:

مردي در كنار رودخانه‌اي ايستاده بود. ناگهان صداي فريادي را مي‌شنود و متوجه مي‌شود كه كسي در حال غرق شدن است. فوراً به آب مي‌پرد و او را نجات مي‌دهد. اما پيش از آن كه نفسي تازه كند فريادهاي ديگري را مي‌شنود و باز به آب مي‌پرد و دو نفر ديگر را نجات مي‌دهد. اما پيش از اين كه حالش جا بيايد صداي چهار نفر ديگر را كه كمك مي‌خواهند مي‌شنود. او تمام روز را صرف نجات افرادي مي‌كند كه در چنگال امواج خروشان گرفتار شده‌اند غافل از اين كه چند قدمي بالاتر فردی مردم را يكي يكي به رودخانه مي‌انداخت.

 

برخي مديران و سازمانها نیز در کشور ما اين گونه عمل مي‌كنند. آنها به جاي درمان ريشه ای، به كندن برگ هاي زرد رغبت بيشتري نشان می دهند. به عبارت ديگر به جاي علت يابي و رفع مشكلات، صرفاً به باور خود به اصلاح آنها مي‌پردازند. آيا بهتر نيست ضمن چاره‌جويي براي عوارض و مسائل پيش‌آمده، بر روي علل هم تأثير گذاشت تا مسئله به طور همه جانبه حل شده و از اتلاف سرمايه ها و منابع با ارزش جلوگيري شود؟

 

حکایت مدیریتی فوق برگرفته از سایت راهکار مدیریت می باشد. 

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 19:6 | | لينک به اين مطلب
پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387
دیدار با دکتر کبگانیان

 

دیروز، بعدازظهر(چهارشنبه)به همراه دوست عزیزم جناب آقای سید محمد مهدی پورفاطمی(ریس مجمع نمایندگان استان بوشهر و نماینده مردم شریف دشتی و تنگستان در مجلس شورای اسلامی ) به ساختمان وزارت علوم،تحقیقات و فناوری واقع درخیابان هرمزان – ابتدای پیروزان جنوبی رفتیم تا در ضیافت نشست جناب آقای دکتر منصور کبگانیان (معاون پژوهشی وزارت علوم ،تحقیقات و فناوری)یکی از فرزندان ساعی دشتی" حضور به هم رسانیم.

 

جناب آقای دکتر کبگانیان از مفاخر علمی و پژوهشی منطقه و کشور می باشند که تعلق و اصالت ایشان به دهستان کبگان از توابع شهرستان دشتی برمی گردد.

خلوص نیت، پاکی و صداقت، صمیمیت و مهربانی، ایثار و گذشت و خدمت به خلق خدا از صفات بارز و ارزشمند این شخصیت ممتاز است که دیروز به عینه آن را لمس و حس نمودم.

تا اینکه بر ایشان به این دلایل و برخود از آن جهت که به این خاک شریف تعلق دارم افتخار" کنم.

 

در این نشست صمیمی به گزارشی از پتانسیل های بالقوه علمی و پژوهشی منطقه،امکانات و ظرفیت های دانشگاهها و مراکز آموزش عالی مستقر در منطقه ، وضعیت علمی و پژوهشی دانشجویان و تشکیل انجمن آینده سازان توسعه جنوب(جامعه دانشجویی شهرستان دشتی) که در سال 1385 با هدف تقویت سرمایه علمی ، فرهنگی و اجتماعی و تقویت هویت دینی و ملی جوانان با محوریت علمی و پژوهشی بنا نهاده شده است پرداختیم.

 

در ادامه نیز من به تشریح طرح شهرک دانشگاهی (دهکده دانایی) دشتی که در سال 84 توسط دوست عزیزم جناب آقای دکتر مصلح عنوان و نگاشته شده است و ضرورت ایجاد مرکز رشد با توجه به پتانسیل های بالقوه و استعدادهای برتر در سطح منطقه و جایگاه آن در روند توسعه و پیشرفت منطقه پرداختم که با نظر مساعد و ابراز تمایل ایشان روبرو گردید.

 

ایشان نیز در ادامه به تشریح وضعیت علمی و پژوهشی کشور و منطقه و ضرورت نگاه ویژه به آن در روند توسعه و پیشرفت منطقه و استان پرداخت و از عدم توسعه یافتگی علمی و پژوهشی منطقه و استان با توجه به پتانسیل ها و ظرفیت های موجود در قیاس با استان های همجوار ابراز تاسف نمود. و از عزم خود برای حمایت قاطع از توسعه علمی و پژوهشی استان و منطقه برای رسیدن به رشد و پویایی و توسعه پایدار استان و منطقه ابراز امیدواری کرد.

 

از نکات قابل ذکر این نشست :

 

1)جناب دکتر کبگانیان چندین بار، تعلق به دشتی و ریشه در آن خاک داشتن را علی رغم فاصله ای که بنا به دلایلی از آن گرفته است را مورد تاکید خویش قرار داد.

2)از طرف کانون آینده سازان توسعه جنوب(به عنوان دبیر) به طور رسمی از ایشان برای شرکت درهمایش «منابع انسانی کارآمد، تکیه گاه استراتژیک منطقه» که در نیمه دوم مرداد 87 با حضور مسئولین ارشد استان، مجمع نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی،نخبگان،اساتید دانشگاههای استان ودانشجویان درشهرستان دشتی برگزار می شود به عنوان مهمان ویژه دعوت بعمل آوردیم که با موافقت اولیه ایشان نیز روبرو گردید و دستور هماهنگی های لازم را به دفتر خود مبذول فرمودند.

3)نکته برداری جناب دکتر کبگانیان در تمام طول نشست از مباحث مطرح شده نشان از عزم و علاقه ایشان به کمک به توسعه علمی و پژوهشی استان ومنطقه دیدم.

4)جنای پورفاطمی نیز در ابتدای نشست به تشریح جایگاه منطقه و منابع انسانی کارآمد و گذشته روشن و حماسه ساز منطقه در تحولات کشور و استان و ضرورت نگاه ویژه  به آن پرداخت.

5)جناب دکتر به بیان خاطرات گذشته از منطقه و مرحوم پدربزرگ و ابوی شان و دو برادر شهید و مفقودالاثر خویش و ارتباط  دوستانه مرحوم پدرشان با مقام معظم رهبری در سالیان پیش نیز اشاره ای کرد.

6)یک جلد کتاب تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی دشتی" (مولف: دکتر حبیب الله سعیدی نیا) نیز از سوی انجمن آینده سازان توسعه جنوب تقدیم جناب دکتر نمودم که مورد خوشنودی بیش از پیش ایشان واقع گردید.

 

 

 

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 19:23 | | لينک به اين مطلب
جمعه هفدهم خرداد 1387
مدیریت مشارکت جو ...
                           

                          آپلود و
اندیشه گر

               هيچ نمي توان با مشت گره كرده دست كسي را به نرمي فشرد.

 

بهبود شيوه هاي اجرايي مديران از استبدادي به سمت مشاركتي مي بايست با در نظر گرفتن شرايط سازمان، فرهنگ سازمان و كاركنان و امكانات و محدوديت هاي موجود و در راستاي اهداف آتي باشد. با شعار دادن و عمل نكردن به آن نه تنها گامي به سوي بهبود برداشته نمي شود بلكه شرايط فعلي را نيز وخيم تر مي نمايد. بنابراين بهتر است براي استقرار هر نوع سيستم اجرايي، ابزار و رفتار متناسب با آن را در نظر گرفت.

 

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 16:45 | | لينک به اين مطلب
چهارشنبه هشتم خرداد 1387
نظام آموزش عالی ما.....

به رغم اين واقعيت كه بسياري از بيكاران دانشگاه ديده، ما از مؤسسات آموزش عالي فارغ التحصيل مي شوند ، همه ساله بر شمار متقاضيان تأسيس اين نوع نهادها افزوده مي شود.

اين ، يكي از معماهاي لاينحل آموزش عالي ماست . حرفه اي كردن نظام آموزشي كشور ما در سطوح پايين تر آموزش ، به ويژه در آموزش متوسطه ، پيامد خوبي دارد اما سعي ما در اين وادي تاكنون موفقيت آميز نبوده است . كار راحت و آسان اين بوده كه بر شمار مدرسه هاي موجود بيافزائيم و هرگز نخواسته ايم كه مدرسه اي با الگوي متفاوت بسازيم . جامعه آموزگاران ما نیز بيش از هر قشر ديگر با هر نوع تغيير مخالف است . اگر آموزگاران براي نظام آموزشي نوين آموزش نبينند و با آن هماهنگ نشوند ، همه سعي ما براي نوآوري در وادي آموزش محكوم به شكست خواهد بود . در عين حال ، دولت نیز نمي تواند از اين مهم غفلت ورزد ، چرا كه يكي از كارآمدترين راههاي درمان است .

با این وجود بيكاري، براي ميليونها جوينده كار بسيار يأس آور است ؛ اما تأثير اين عامل بر جوانان دانشگاه ديده به مراتب هشدار دهنده تر است . اين واقعيت در افزايش بي رويه خشونت در ميان جوانان ، بي علاقگي به درس و نارضايتي از نظام آموزشي موجود آشكار مي شود .شمار بيكاران تحصيلكرده در چندین استان، به مرز انفجار رسيده است كه پيامدهاي سياسي و اجتماعي مصيبت زايي را در بر خواهد داشت. 

دانش آموزاني كه 20 سال ديگر متقاضي ورود به دانشگاهها خواهند بود ، قبلاً به دنيا آمده اند و محروم كردن آنها از آموزش عالي ، به بهانه اين كه عرضه از تقاضا بيشتر است ؛ کار را بیش از پیش دشوار مي نمايد.مردم ما بر حسب سنّت ، ارزش زيادي براي آموزش عالي قائلند كه صرفاً جنبه فرهنگي ندارد بلکه آموزش عالي را ضامن امنيت شغلی و ابزاري آبرومندانه براي تأمين معاش زندگی خود قلمداد می کنند. به رغم تغيير اوضاع و احوال كه ناشي از درک ضرورت بالا بردن سطح دانش و تحصیلات در جامعه است ، هنوز نگرش مردم به آموزش عالي چندان دگرگون نشده است .

هنوز شمار مردان و زنان فرهيخته ما كه از استعداد كار آفريني و مديريت برخوردار باشند ، به حد كفايت نرسيده است . زيرا وقتي كه منابع بي حسابي را براي برپايي مدارس عالي و فني و تخصصي سرمايه گذاري مي كرديم ، ابداً تأكيد نكرديم كه در اين مدارس بايد افرادي با اعتماد به نفس ، برخوردار از قدرت نوآوري و خلاقیت ، آینده اندیشی ، توان بالای مدیریتی و تجزیه و تحلیل مسائل و ... تربيت شوند . بنابراين ، مشكل بغرنج بيكاري- به ويژه در بين دانشگاه ديدگان ما- تا حد زيادي به فقدان این نوع طرز تفکر باز مي گردد. در هر كجاي كشور كه اين طرز تفکر زودتر پديدار شود، مشكل بيكاري دانش آموختگان آنجا نيز زودتر از ميان خواهد رفت .

 

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 15:45 | | لينک به اين مطلب
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387
درس ایثار و گذشت....
           

اندیشه گر

 

امتحان نهایی دین ... دینداری نیست .. محبت است .

 در زندگی به

پس که می نگرید می بینید لحظه هایی که به راستی زندگی کرده

اید .. لحظه هایی هستند که با عشق و محبت دست به کاری زده اید...

 

دیروز یکی از روزهای فراموش نشدنی زندگیم را سپری کردم.از یکی از بهترین دوستانم درس از خودگذشتگی و ایثار و از دوست مهربان دیگرم درس گذشت و محبت را آموختم.

نکته جالب این رویداد فناشدن به طرق مختلف برای بقای روابط صادقانه ای بود که از مدتی قبل تحت عنوان دوستی با هم عهد بسته بودیم.

مهربانان آفرین بر شما

 سپاسگذارم.

 

جملات کوتاه از بزرگان درباره دوستی:

*دوستی واقعی شبیه گیاهی است که آهسته رشد و نمو کند و تا در برابر مشکلات پایداری نکند لایق اینکه آن را دوستی واقعی بخوانند نخواهد بود. «واشنگتون»

*چه موهبت گرانبهایی است دوستی که هیچ چیز با آن لاف برابری نتواند زند. «هوراس»

*یگانه راه دوست پیدا کردن این است که خودمان نخست دست دوستی به دیگران دراز کنیم.«امرسون»

*دوستی کیفیتی است روحی که دو جسم را به هم می پیوندد. «ارسطو»

*دوست حقیقی نهالی است که در کوهستان بروید و به مجرد اینکه ریشه های خود را به سنگ های صخره ی کوه متصل کرد دیگر طوفان های سخت و بادهای تند قادر به کندن آن نخواهند بود.«آندره توریه»

*برای بقای دوستی دوستان باید فضیلت و ارزش یکدیگر را بشناسند و به هم به دیده احترام بنگرند.«ارسطو»

*دوست من کسی که قدر مرا می داند و برای من ارزش قائل است. «آلبرت هوبارد»

*دوست به جای چتریست که روزهای بارانی همراه شما باشد. «پل برولا»

 

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 11:10 | | لينک به اين مطلب
پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387
نقدی بر همایش آینده پژوهی

بعد از ظهر سه شنبه  17/2/1387  از سوی سازمان ملی جوانان استان بوشهر به عنوان دبیر و نماینده کانون آینده سازان توسعه جنوب(جامعه دانشجویی شهرستان دشتی)به همراه تعدادی از دوستان به همایش آینده پژوهی که در سالن اجتماعات فرمانداری بوشهر برگزار می شد دعوت شدیم.

همایش با همکاری کمیته پژوهشی سازمان ملی جوانان و بنیاد توسعه فردا و با حضور جناب حجه الاسلام ابراهیمی(مدیریت سازمان ملی جوانان استان بوشهر) و جناب آقای دکتر مصلح (ریس مرکز فناوری اطلاعات دانشگاه خلیج فارس- مشاور IT استاندار) و جناب آقای مهندس عطاری (مسئول کمیته آینده نگاری بنیاد توسعه فردا) و مهندس مظلوم زاده (دبیر کمیته آینده پژوهی سازمان ملی جوانان) و تعدادی از دبیران و اعضای سمن های استان برگزار شد.

در ابتدای نشست جناب ابراهیمی به ارائه گزارشی از برگزاری کمی و کیفی همایش و شناخت نسبی خود از مقوله آینده پژوهی پرداخت و در ادامه جناب مهندس عطاری به تعریف و نقش آینده پژوهی و آینده نگاری و ویژگی های آن در جامعه و بیان دیدگاههای خویش در معرفی روش های علمی و کاربردی آینده نگاری تکنولوژی پرداخت. جناب مهندس مظلوم زاده دبیر کمیته آینده پژوهی سازمان ملی جوانان نیز به ارائه گزارشی از عملکرد این کمیته و انتخاب ۱۰ استان در کشور به عنوان پیشگامان این عرصه و تشکیل شبکه ای از جوانان آینده پژوه در کشور از میان اعضای سمن های این ۱۰استان در آینده ای نزدیک خبرداد. به گفته مهمانان دلیل انتخاب استان بوشهر به عنوان اولین استان کشور برای برگزاری این نشست و استارت کار را آمادگی جوانان و سمن های این استان و برگزاری اولین سمینار« آینده شناسی ضرورتی برای ورود مقتدرانه به فردا» در تیرماه ۸۶ در استان بوشهر (شهرستان دشتی)ذکر کردند.

از نکات قابل ذکر درباره این نشست می توان به :

۱)حضور به موقع جناب آقای دکتر مصلح(عضوهیات علمی دانشگاه خلیج فارس و ریس مرکز فناوری اطلاعات دانشگاه خلیج فارس)به عنوان فردی که بیشترین تحقیقات و پژوهش های میدانی را ظرف چندسال اخیر در استان در باره مقوله آینده شناسی و آینده نگاری داشته است و عدم استفاده از این ظرفیت و پتانسیل بالقوه در همایش را می توان به مثل «زیره را به کرمان بردن » را برای برگزارکنندگان همایش عنوان کرد که موجب تاسف و تاثر جمع بسیاری از دوستان و شرکت کنندگان در همایش شد.

۲)عدم معرفی صحیح و کامل علم آینده پژوهی قبل از نشست به شرکت کنندگان در همایش باعث شد تا عده ای از دوستان به ارائه گزارشی از فعالیت های فرهنگی و مذهبی خود در سالهای قبل و برنامه های آتی شان بپردازند و آینده شناسی و آینده نگاری را با مقوله هایی همچون شهید پژوهی و حوزه پژوهی و .... اشتباه فرض کنند.

۳)عدم دعوت ار اساتید و صاحب نظران بومی و سایر سمن های فعال در این عرصه در استان و خبررسانی ضعیف در مورد برگزاری این نشست مهم نیز از ضعف های همایش می توان یاد کرد.

البته اهدا کتاب روش های آینده نگاری تکنولوژی و بسته آموزشی مفیدی که در اختیار شرکت کنندگان قرار داده شد و مکان و زمان برگزاری همایش و تلاش های سازمان ملی جوانان استان بوشهر در برگزاری این نشست به عنوان مجری برای اولین بار در این باره نیز قابل ستودن است . انشاالله که بتوانیم همگام و همراه با هم گامی در جهت بهبود وضعیت استان و کشور برداریم.

لینک های مرتبط را حتما ببینید:

۱)سمینار آینده شناسی ضرورتی برای ورود مقتدرانه به فردا

۲)همایش آینده شناسی در دشتی

۳)سمینار آینده شناسی

 

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 13:26 | | لينک به اين مطلب
شنبه هفتم اردیبهشت 1387
مدیریت مشارکتی

«ضرورت مشارکت نیروی انسانی کارآمد در مدیریت امروزی کشور می تواند مانند هوای تنفسی برای یک موجود زنده باشد.»

نیروی انسانی کارآمد به لحاظ برخورداری از قدرت اندیشه،خلاقیت و نوآوری بزرگترین ثروت هر کشوری محسوب می شود،چرا که هرگونه بهبود و پیشرفت در سیستم های فنی و سازمانی توسط نیروی خلاق و کارآمد صورت می گیرد.توان فکری و اندیشه های آنان به عنوان سرمایه نهفته و راکد می باشد که هر مدیریتی بتواند از این سرمایه های نهفته بیشترین استفاده را بکند به همان اندازه امکان رشد و توسعه را فراهم نموده است.نیروی انسانی کارآمد برخلاف سایر منابع با مصرف کردن کاهش یا مستهلک نمی شود بلکه هر چقدر از اندیشه و قوه فکری شان بیشتر استفاده نمایند به همان اندازه توانایی شان بهبود می یابد.از طرف دیگر مشارکت یکی از نیازهای فرامرتبه ای انسانها به شمار می رود که ریشه در فطرت بشری دارند.افرادی که در توسعه و پیشرفت کشور شرکت نمایند علاوه بر کمک و تلاش در جهت پیشرفت،در تعالی خویش نیز گام برداشته اند.

مشارکت راهکاری است که به جامعه اجازه می دهد به جای اینکه همیشه مدیریت و رهبری شوند از توانایی های خود بهره گیرند،فکر کنند و قوه خلاقیت خود را به کار گیرند و در تصمیم گیری هامشارکت و دخالت داشته باشند.

مدیریت مشارکتی تکنیکی است که می توان از فکر و اندیشه های صاحب نظران برای مسئله یابی ،چاره جویی و حل مسائل و مشکلات کشور بهره جست.براین اساس آنها می توانند پیشنهادات، ایده ها ،ابتکارات و نظرات خود را برای رفع نارساییهای موجود در روند کاری و یا بهبود روش های انجام کار و یا افزایش کیفیت تولید ارائه دهند.البته نظرات تنها انتقاد نیستند و فقط به بیان مشکلات پرداخته نمی شود بلکه راه حل هایی نیز ارائه می شود.

اما متاسفانه به دلایل مختلف مدیریت مشارکتی در کشور ما جایگاه خود را پیدا نکرده است. نخبگان و صاحب نظران در تصمیم گیری ها مشارکت داده نمی شوند و اگر زمانی مشارکت هم داده شوند از طرف نخبگان و صاحب نظران استقبالی صورت نمی گیرد.شاید از مهمترین دلایل عدم استقبال می توان به بی توجهی به نظرات و پیشنهادات آنان بوده باشد که نظرات و پیشنهاداتی را مطرح کرده اند ولی به آنها بهایی داده نشده است.لذا برای کارکرد بهتر این نظام و شیوه مدیریتی در کشور ابتدا باید کار فرهنگی صورت گیرد تا ذهنیتی که از ارائه پیشنهادات وجود دارد تغییر یابد.باید برای ایجاد یک ذهنیت مثبت تلاش کرد و آن نیز با شعار امکان پذیر نمی باشد بلکه عملا باید آن را تقویت نمود.

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 21:52 | | لينک به اين مطلب
دوشنبه دوم اردیبهشت 1387
تورم ایران رتبه پنجم در جهان و اول در خاورمیانه شد....

صندوق بين‌المللي پول اعلام كرد كه نرخ تورم ايران در سال جاري بالاترين ميزان در ميان ۱۴ كشور منطقه خاورميانه و پنجمين نرخ تورم بالا در ميان ۱۸۳ كشور جهان خواهد بود.

تازه‌ترين گزارش صندوق بين‌المللي پول در خصوص دورنماي اقتصادی جهان حاكي از آن است كه نرخ تورم ايران در سال جاري به ۲۰.۷ درصد خواهد رسيد كه بالاترين ميزان در خاورميانه و پنجمين نرخ تورم بالا در ميان كشورهاي مورد ارزيابي قرار گرفته جهان (۱۸۳ كشور) خواهد بود.

آمارهاي منتشره توسط صندوق بين‌المللي پول نشان مي‌دهد كه نرخ تورم ايران در سال ۸۷ بالاترين ميزان خود از سال ۷۹ را شاهد خواهد بود.
در ميان كشورهاي جهان كه صندوق بين‌المللي پول به بررسي نرخ تورم در آنها پرداخته، ونزوئلا با تورم ۲۵.۷ درصدي در صدر قرار گرفته و پس از آن ميانمار با نرخ تورم ۲۵ درصدي در مكان دوم جهان جاي دارد.

در ميان كشورهاي منطقه خاورميانه نيز ايران با تورم ۲۰.۷ درصدي مكان اول را به خود اختصاص داده و قطر با نرخ تورم بسيار كمتر (۱۲ درصد) مكان بعدي را اشغال كرده است.


آمارها نشان مي‌دهد كه كمترين تورم منطقه خاورميانه متعلق به بحرين با نرخ ۳.۳ درصد است، اين در حالي است كه در ميان ۱۸۳ كشور جهان ژاپن كمترين نرخ تورم (۰.۶ درصد) را داراست.

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 13:8 | | لينک به اين مطلب
یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387
نمی دانیم!

در اولین یادداشت وبلاگم پس از سرآغاز خواستم از نگاهی آسیب شناسانه به نقد یکی از چالش های جامعه بپردازم و به نوعی از نقد بر جامعه ای بگویم که خویش نیز جزیی از آن را تشکیل می دهم.بحثی که شاید در ظاهر امر ناچیز و کوچک بوده باشد ولی در اصل پایه و اساس بسیاری از چالش ها و مشکلات جامعه ایرانی را سبب شده است.

به نظر من مهمترین چالش و معضل حال حاضر کشور خلأ یک تئوری یا علم نظری در برنامه ریزی برای هدایت واقعی و پایدار کشور به سمت و سوی توسعه و پیشرفت است.اما آیا تا به حال فکر کرده ایم که این ضعف تئوری از کجا نشأت می گیرد و یا گستردگی آن به چه میزان است؟

با درک این شرایط پی می بریم که ما با چنین چالش عظیمی مواجهیم و در مقابل صدها سوال چه کنیم تنها یک پاسخ داریم:نمی دانیم!

یعنی نمی دانیم مفهوم توسعه یعنی چه؟ چون نمی دانیم که اصلا به کجا می خواهیم برویم و به کجا می خواهیم برسیم!نمی دانیم کدام الگوی توسعه را انتخاب کنیم؟ چون اصلا نمی دانیم الگوی توسعه یعنی چه؟

به نظر شما آیا می دانیم ابعادتوسعه کدامند؟ آیا توسعه یعنی افزایش راه و راه آهن و خط تلفن ثابت و همراه و احداث جاده و افزایش دانشگاهها و مراکز صنعتی و کارخانه ها؟ توسعه یعنی افزایش درآمد ناخالص ملی و سرمایه گذاری خارجی و حفظ محیط زیست و بهبود وضعیت بهداشت و ....؟

حال فهمیدید که چقدر نمی دانیم!نمی دانیم که کجا چه کار باید بکنیم! نمی دانیم برای این که چه کار کنیم به چه علمی نیاز داریم؟ نمی دانیم آن علم را از کجا باید تأمین کرد و یا تولید کرد؟ برای تولید علم به چه محیط و شرایطی نیاز داریم؟

و ......

بیاییم این بار عاقلانه تر به موضوع فکر کنیم و جوابی برای این ندانستن ها بیابیم.

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 22:45 | | لينک به اين مطلب
شنبه هفدهم فروردین 1387
سر آغاز...

 

زيباست آن کلامي که به سلامي آراسته گردد،

 

مهربانان سلام

 

بالاخره بعد از کش و قوس هاي زياد و درخواست هاي مکرر دوستان فعالم در دنياي مجازي، وبا کسب اجازه از همه ي صاحب نظران و پيشکسوتان اين عرصه ثمين قدم در اين راه نهاده تا بلکه بتوانم براي بهتر شدن گامي برداشته باشم ،گامي که بر اساس نقد متقابل و گفتگو درفضاي دوستي ورفاقت وآيين انصاف بنا نهاده ام .

اما در جواب سوالاتي همچون اينکه چرا به وبلاگ نويسي روي آورده ام و نوشته هاي من باعث بهبود کدام بخش از جامعه مي گردد؟ بايد بگويم که انسان از گذشته به دنبال ارتباط بوده و هست و هميشه سعي کرده است بهترين راه رو انتخاب کند و من هم در حال حاضر بهترين راه ارتباط با دوستان وبرقراري مستقيم رابطه با مخاطبينم رو وبلاگ نويسي انتخاب کردم اما نه تنها من و نه ديگر نويسندگان در سطح من هم نمي خواهيم با نوشته هاي خودمان به يک باره در جامعه تغييري بدهيم بلکه وظيفه داريم به جامعه تلنگري بزنيم و با تکرار حرف هايمان آهسته آهسته به سوي پيشرفت وتعالي پيش برويم.

من بر اين باورم که هر کشوري براي پيشرفت و توسعه نياز به اين دارد که افراد آن کشور از هر قوم و طايفه اي و از هر زبان و فرهنگي و از هر دين و مذهبي خود را ملت واحد آن کشور بدانند و منافع ملي مشترکي را دنبال کنند. اما مردم هر کشوري زماني مي توانند منافع ملي مشترکي را تعريف و يا باز تعريف کنند که در يک محيط واقعي و پاک مانند مجامع علمي،همايش ها و محل هاي کار و....و يا در يک محيط مجازي مانند وبلاگ باهمديگر به بحث و گفتگو بپردازندتا از اين طريق خواسته هايشان از يک ملت و کشور را به گوش ديگران برسانند و نيز خواسته هاي ديگران نيز بشنوند. بي ترديد در چنين محيط هايي سلايق و ايده ها بسيار متفاوت و گاه متضاد خواهند بود.اما از دل همين تضادها نه تنها اشتراکات جلوه پررنگتري خواهند يافت بلکه لبه تيز تضادها نيز براي جلوگيري از برخوردهاي خشونت بار صيقل خواهند خورد و بدين ترتيب ساختاري به نام منافع ملي بوجود خواهد آمد.

من با اين باور با شما دوستان باب بحثي را باز مي کنم که موضوع آن امکان و راههاي توسعه و پيشرفت منطقه و کشور در ابعاد مختلف است، البته يقين دارم در اين راه موفق نخواهم بود مگر آنکه از الطاف و نصايح دوستان و صاحب نظران به نحو احسن بهره مند گردم و آنها را ره توشه تلاش خويش قرار دهم.  

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 17:55 | | لينک به اين مطلب