تبليغاتX
اندیشه گر
یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387
نمی دانیم!

در اولین یادداشت وبلاگم پس از سرآغاز خواستم از نگاهی آسیب شناسانه به نقد یکی از چالش های جامعه بپردازم و به نوعی از نقد بر جامعه ای بگویم که خویش نیز جزیی از آن را تشکیل می دهم.بحثی که شاید در ظاهر امر ناچیز و کوچک بوده باشد ولی در اصل پایه و اساس بسیاری از چالش ها و مشکلات جامعه ایرانی را سبب شده است.

به نظر من مهمترین چالش و معضل حال حاضر کشور خلأ یک تئوری یا علم نظری در برنامه ریزی برای هدایت واقعی و پایدار کشور به سمت و سوی توسعه و پیشرفت است.اما آیا تا به حال فکر کرده ایم که این ضعف تئوری از کجا نشأت می گیرد و یا گستردگی آن به چه میزان است؟

با درک این شرایط پی می بریم که ما با چنین چالش عظیمی مواجهیم و در مقابل صدها سوال چه کنیم تنها یک پاسخ داریم:نمی دانیم!

یعنی نمی دانیم مفهوم توسعه یعنی چه؟ چون نمی دانیم که اصلا به کجا می خواهیم برویم و به کجا می خواهیم برسیم!نمی دانیم کدام الگوی توسعه را انتخاب کنیم؟ چون اصلا نمی دانیم الگوی توسعه یعنی چه؟

به نظر شما آیا می دانیم ابعادتوسعه کدامند؟ آیا توسعه یعنی افزایش راه و راه آهن و خط تلفن ثابت و همراه و احداث جاده و افزایش دانشگاهها و مراکز صنعتی و کارخانه ها؟ توسعه یعنی افزایش درآمد ناخالص ملی و سرمایه گذاری خارجی و حفظ محیط زیست و بهبود وضعیت بهداشت و ....؟

حال فهمیدید که چقدر نمی دانیم!نمی دانیم که کجا چه کار باید بکنیم! نمی دانیم برای این که چه کار کنیم به چه علمی نیاز داریم؟ نمی دانیم آن علم را از کجا باید تأمین کرد و یا تولید کرد؟ برای تولید علم به چه محیط و شرایطی نیاز داریم؟

و ......

بیاییم این بار عاقلانه تر به موضوع فکر کنیم و جوابی برای این ندانستن ها بیابیم.

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 22:45 | | لينک به اين مطلب
شنبه هفدهم فروردین 1387
سر آغاز...

 

زيباست آن کلامي که به سلامي آراسته گردد،

 

مهربانان سلام

 

بالاخره بعد از کش و قوس هاي زياد و درخواست هاي مکرر دوستان فعالم در دنياي مجازي، وبا کسب اجازه از همه ي صاحب نظران و پيشکسوتان اين عرصه ثمين قدم در اين راه نهاده تا بلکه بتوانم براي بهتر شدن گامي برداشته باشم ،گامي که بر اساس نقد متقابل و گفتگو درفضاي دوستي ورفاقت وآيين انصاف بنا نهاده ام .

اما در جواب سوالاتي همچون اينکه چرا به وبلاگ نويسي روي آورده ام و نوشته هاي من باعث بهبود کدام بخش از جامعه مي گردد؟ بايد بگويم که انسان از گذشته به دنبال ارتباط بوده و هست و هميشه سعي کرده است بهترين راه رو انتخاب کند و من هم در حال حاضر بهترين راه ارتباط با دوستان وبرقراري مستقيم رابطه با مخاطبينم رو وبلاگ نويسي انتخاب کردم اما نه تنها من و نه ديگر نويسندگان در سطح من هم نمي خواهيم با نوشته هاي خودمان به يک باره در جامعه تغييري بدهيم بلکه وظيفه داريم به جامعه تلنگري بزنيم و با تکرار حرف هايمان آهسته آهسته به سوي پيشرفت وتعالي پيش برويم.

من بر اين باورم که هر کشوري براي پيشرفت و توسعه نياز به اين دارد که افراد آن کشور از هر قوم و طايفه اي و از هر زبان و فرهنگي و از هر دين و مذهبي خود را ملت واحد آن کشور بدانند و منافع ملي مشترکي را دنبال کنند. اما مردم هر کشوري زماني مي توانند منافع ملي مشترکي را تعريف و يا باز تعريف کنند که در يک محيط واقعي و پاک مانند مجامع علمي،همايش ها و محل هاي کار و....و يا در يک محيط مجازي مانند وبلاگ باهمديگر به بحث و گفتگو بپردازندتا از اين طريق خواسته هايشان از يک ملت و کشور را به گوش ديگران برسانند و نيز خواسته هاي ديگران نيز بشنوند. بي ترديد در چنين محيط هايي سلايق و ايده ها بسيار متفاوت و گاه متضاد خواهند بود.اما از دل همين تضادها نه تنها اشتراکات جلوه پررنگتري خواهند يافت بلکه لبه تيز تضادها نيز براي جلوگيري از برخوردهاي خشونت بار صيقل خواهند خورد و بدين ترتيب ساختاري به نام منافع ملي بوجود خواهد آمد.

من با اين باور با شما دوستان باب بحثي را باز مي کنم که موضوع آن امکان و راههاي توسعه و پيشرفت منطقه و کشور در ابعاد مختلف است، البته يقين دارم در اين راه موفق نخواهم بود مگر آنکه از الطاف و نصايح دوستان و صاحب نظران به نحو احسن بهره مند گردم و آنها را ره توشه تلاش خويش قرار دهم.  

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 17:55 | | لينک به اين مطلب