تبليغاتX
اندیشه گر
شنبه بیست و دوم تیر 1387
درسی از لویی پاستور
 

                                                   

 

در هر حرفه ای هستید نه اجازه بدهید که به بدبینی های بی حاصل آلوده شوید و نه بگذارید که بعضی لحظات تأسّف بار ، که برای هر ملّتی پیش می آید ، شما را به یأس و نا امیدی بکشاند.

در آرامش حاکم بر آزمایشگاه ها و کتابخانه هایتان زندگی کنید.

نخست از خودتان بپرسید :

« برای یادگیری و خودآموزی چه کرده ام ؟»

سپس همچنان که پیش می روید ، بپرسید :

« من برای کشورم چه کرده ام ؟»

و این پرسش را آن قدر ادامه دهید تا به این احساس شادی بخش و هیجان انگیز برسید که " شاید سهم کوچکی در پیشرفت و اعتلای بشریّت داشته اید ."

اما هر پاداشی که زندگی به تلاشهایمان بدهد ، یا ندهد ، هنگامی که به پایان تلاشهایمان نزدیک می شویم ، هر کداممان باید حقّ آن را داشته باشیم که با صدای بلند بگوییم :

« من آن چه را که در توان داشته ام انجام داده ام .»

 

لویی پاستور

( 1895 ـ 1822 )

 

 

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 8:50 | | لينک به اين مطلب
شنبه هشتم تیر 1387
فرهنگ نقد و نقدپذیری

 

نقد و نقدپذیری دو موضوع جداگانه ، ولی مکمل یکدیگرند.نقد، لازمه آن نقدپذیری است و وجودشان در هر جامعه ای که خواهان رشد و بالندگی است ضروری و حیات آفرین است.مساله نقد کردن و نقد پذیری ، سرمایه ای ارزنده برای صلاح فرد و اصلاح اجتماع به شمار می رود.شناخت کاستی ها و تلاش برای زدودن آنها ، گامی است اساسی  در رسیدن به رستگاری  فردی و اجتماعی. پرده پوشی بر آنچه بوده و هست،رویدادها را دگرگون نمی سازد. انسان خردمند همواره در جستجوی آن است  که در سیر تکاملی فردی و جمعی آفت ها و آسیب ها و کاستی ها را بزداید تا به درستی راه را بپیماید. از این روی در منطق فرزانگان نقد و انتقاد قدر و قداست ویژه ای دارد و یکی از برتری های اخلاقی و اجتماعی مهم، به شمار می رود. اگر همگان به این باور برسند که بالندگی فردی و توسعه و پیشرفت اجتماعی آنان بوسیله نقد دلسوزان رشد و شتاب بیشتری می یابد. و هیچکس بی نیاز از یادآوری و انتقاد دیگران نیست فضای جامعه دگرگون می شود و انتقادها جای انتقام ها را می گیرند.

 

هدف از نقد پاره کردن و دریدن و مثله کردن افکار و آرامش جامعه و مردم و یا برشمردن عیب ها و یا کاستی ها نیست، بلکه ارج نهادن به کار مثبت دیگران و یادآوری رواها و نارواها در کنار هم و پیدا کردن راههای درمان برای دردهای موجود است. این شیوه می تواند راه را بر پویایی و شفاف شدن جامعه هموار کند و جامعه را به سوی ابتکار و تکامل و پیشرفت رهنمون سازد.

 

از این جهت بیان عیب به گونه ای و زبانی که به اصلاح صاحب عیب بینجامد کاری است بس بزرگ و دشوارکه البته چه زیبا گفته است پیرهرات (خواجه عبداللله انصاری):«عیب از یار بیندازند، اما یار را به عیب نیندازند.» شهید مطهری در تفسیر و تعریف نقد می نویسد:«قوه نقادی و انتقاد کردن به معنای عیب گرفتن نیست ، معنای انتقاد، یک شئ را در محک قرار دادن و به وسیله محک زدن به آن سالم و ناسالم را تشخیص دادن است....»

 

نقدپذیری به عنوان خوی و خصلت انسانی و اسلامی، نقش مهمی در فرو نشاندن آسیب ها و آفت های فردی و اجتماعی دارد.رواج نقدپذیری در اجتماع کمک فراوانی به پایان دادن کشمکش ها و درگیری ها می کند.به همان اندازه که نقد و نقادی مایه کمال و رشد رفتارها و عملکردهاست، نقدپذیری نیز زمینه ساز بسیاری از خوشبینی ها و امیدواری ها نسبت به اصلاح امور است.دست اندرکارانی که به استقبال نقد می روند و از آن بیم و ترسی ندارند از مدیریتی بهتر و کمال یافته تر برخوردارند و کمتر دچار چالش و دوباره کاری می شوند و یا بهتر است بگویم:

 

" نقدپذیری" جلوه ای بی بدیل ازافراد سلیم النفس و از موثرترین شاخصه های افراد تحول گرا ست.

 

در انتقاد سالم عالم محضر خداست و مردمان همه آفریده های او. کاستی ها و ضعف ها با توجه به این بینش به گونه ای مطرح می شوند که ناسازگار با آن حضور نباشد.

 

 از دوست عزیز جناب آقاي محمدجواد غریبی" در بازبيني و ويرايش متن سپاسگزاري مي شود.

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 16:26 | | لينک به اين مطلب
دوشنبه سوم تیر 1387
با تغییر در رویه خویش از اتلاف سرمایه ها و منابع با ارزش جلوگیری کنیم.

 حكايت:

مردي در كنار رودخانه‌اي ايستاده بود. ناگهان صداي فريادي را مي‌شنود و متوجه مي‌شود كه كسي در حال غرق شدن است. فوراً به آب مي‌پرد و او را نجات مي‌دهد. اما پيش از آن كه نفسي تازه كند فريادهاي ديگري را مي‌شنود و باز به آب مي‌پرد و دو نفر ديگر را نجات مي‌دهد. اما پيش از اين كه حالش جا بيايد صداي چهار نفر ديگر را كه كمك مي‌خواهند مي‌شنود. او تمام روز را صرف نجات افرادي مي‌كند كه در چنگال امواج خروشان گرفتار شده‌اند غافل از اين كه چند قدمي بالاتر فردی مردم را يكي يكي به رودخانه مي‌انداخت.

 

برخي مديران و سازمانها نیز در کشور ما اين گونه عمل مي‌كنند. آنها به جاي درمان ريشه ای، به كندن برگ هاي زرد رغبت بيشتري نشان می دهند. به عبارت ديگر به جاي علت يابي و رفع مشكلات، صرفاً به باور خود به اصلاح آنها مي‌پردازند. آيا بهتر نيست ضمن چاره‌جويي براي عوارض و مسائل پيش‌آمده، بر روي علل هم تأثير گذاشت تا مسئله به طور همه جانبه حل شده و از اتلاف سرمايه ها و منابع با ارزش جلوگيري شود؟

 

حکایت مدیریتی فوق برگرفته از سایت راهکار مدیریت می باشد. 

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 19:6 | | لينک به اين مطلب