همایش استانی
«منابع انسانی کارآمد؛تکیه گاه استراتژِیک منطقه»
در عرصه رقابت کنونی در دنیای صنعت و اقتصاد،نقش عمده منابع انسانی در تعالی و موفقیت اهداف و استراتژِی ها موضوعی آشکار و انکار ناپذیر است.همین امر موجب گردیده تا استانداردها و رویکردهای نوین مدیریتی نیز بر آموزش و توسعه دانش و انگیزش سرمایه های انسانی،تاکید و توجه ویژه ای داشته باشد.
همانگونه که مستحضرید استان بوشهر به عنوان قطب اقتصادی - انرژی کشور و یکی از توانمندترین مناطق ایران در زمینه نفت - گاز و پتروشیمی می باشد.که باعث بوجود آمدن صنایع عظیمی در منطقه شده است.لذا بر آنیم اولین همایش « منابع انسانی کارآمد،تکیه گاه استراتژیک منطقه» را در سطحی استانی برگزار نماییم.این همایش به مسایل و چالش های توسعه منابع انسانی در روند توسعه و پیشرفت استان و منطقه و تاکید ویژه بر نوآوری ، ابتکار، بازنگری، ارزیابی و تبادل تجربه های موفق در زمینه توسعه منابع انسانی دارد.که از سوی انجمن آینده سازان توسعه جنوب (جامعه دانشجویی شهرستان دشتی) به مدت ۱ روز در ۳۱ مرداد ۱۳۸۷ در تالار ارشاد شهرستان دشتی برگزار می شود.
اهداف همایش:
۱)فرهنگ سازی برای استقرار و توسعه نظام مدیریت سرمایه های انسانی به منظور تسهیل در تحقق اهداف
۲)تغییر نگاه به مدیریت منابع انسانی به نگاهی استراتژیک
۳)ارائه موانع و چالش های مدیریت سرمایه های انسانی
۴)ارتقا دانش کاربردی مدیریت سرمایه های انسانی
۵)ارائه تجارب موفق مدیریت سرمایه های انسانی
محورهای همایش:
۱)نگهداری و انگیزش سرمایه های انسانی و جبران خدمات منابع انسانی دانش محور
۲)توسعه و بالندگی سرمایه های انسانی
۳)چالش های فرا روی سرمایه های انسانی
۴)شناسایی توانمندی های بالقوه سرمایه های انسانی
۵)مدیریت تجربیات سرمایه های انسانی
با حضور:
۱)حضرت آیت الله حسینی بوشهری(نماینده محترم استان بوشهر در مجلس خبرگان رهبری)
۲)دکتر کبگانیان(معاون پژوهشی وزارت علوم تحقیقات و فناوری)
۳)مجمع نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی
۴)مسئولین ارشد استان و شهرستانها
۵)مدیران سازمان های دولتی و غیر دولتی
۶)نخبگان و اساتید دانشگاه های استان
۷)دانشجویان
دبیرخانه همایش: خورموج - بلوار دانشجو- فرهنگسرای شهید شهریاری
تلفن: ۶۲۲۷۶۹۹-۰۷۷۲
بعضی وقت ها احساس می کنیم که انگار هوای دلمان ابری ست که البته طبیعی هم هست.بالاخره ما هم آدمیم و شاهد هواهای متفاوت دل خویش!
اما
اگر که امروز هوای دل مان ابری است و نمی توانیم خورشید را ببینیم و به نظاره بنشینیم،اين دليل نمي شودكه منكر وجود و موجوديت خورشيد هم بشويم.
اصلا بهتر است بگويم كه دل،براي من مثل همان زميني است كه مدام پوشش هاي گوناگوني را به خود مي گيرد؛گاهي سبزه و گل،گاهي باران و گل،گاهي هم برف و يخبندان و سوز و سرما....
بياييد ايمان را اينگونه تعريف كنيم: نحوه اي از بودن ما كه حاكي از اين است كه در هواهاي شديدا ابري هم خورشيد هست،گر چه ديده نمي شود.شايد چنين به نظر برسد كه خورشيد ديگر هرگز خود را به ما نشان نمي دهد،اما اگر چنين باوري راست هم باشد،باز حقيقت،اين است كه خورشيد مدام پرتو افشاني مي كند،حتي وقتي كه پشت ابرهاست.در واقع گرماي خورشيد،مدام ساطع است؛درست زير لايه هاي قطور ابرهاي تيره.
وقتي هواي دل مان ابري است،خوب است تامل كنيم و قضاوت منفي مان را كمي به تاخير بياندازيم چرا كه بسياري از بدبيني هاي ما زاده ي اين است كه نمي توانيم ببينيم.
بياييد
روشني را بچشيم؛
به بودن برسيمِ
از «شدن»سر در آوریمِِِِ؛
و با خورشيد،
قرار و مداري ديگر را به سر آوريم....
در حالي كه براي پيگيري و انجام بعضي امور اداري و برگزاري همايش منابع انساني دوشنبه به تهران آمده بودم، از نوعي خيلي خاص طلبيدند و اكنون درجوار حرم امن رضوي به روز مي كنم.
نايب الزياره" همه دوستان هستم.
يا حق.
انسان هاي حقير، ديگران را حقير مي بينند و انسان هاي بزرگ، واجد هنر کشف و ديدن بزرگي ديگران هستند. انسان موجودي اجتماعي است و همواره در سطوح مختلف با افراد و انسان هاي ديگر سر و کار دارد. در نسبت ميان انسان ها با هم و انسان و اجتماع، موضوع حق و تکليف جاري است. نحوه نگاه انسان به ديگر انسانها، به نوع نگاه او به خودش برمي گردد. انساني که حقي براي ديگران قائل نيست و آنها را حقير مي شمارد و نکته مثبتي در کسي نمي بيند و نمي يابد، در واقع جان او حقير است و خود مي پندارد که بزرگ است و ديگران کوچک. در معارف ديني، چنين اشخاصي زيانکار دنيا و آخرت قلمداد شده اند. آنها فقط خود، اعمال خود را مي پسندند و گمان مي برند که تنها، کار آنها نيکوست: الذين ضل سعيهم في الحيوه الدنيا و هم يحسبون انهم يحسنون صنعا.
اما انسان هائي هستند که جان آنها جاذب و کاشف خوبي هاست. انگار که در مواجهه با آدميان، با بصيرت ذاتي، به کنه آنها مي نگرند و از چاه وجود ديگران آب نيکي مي کشند و بدين ترتيب همواره سرچشمه هاي خوبي را در جان ديگران به جوشش و تپش وامي دارند. تا کسي خود، از کمال و عظمت بهره نبرده باشد نمي تواند کمال و عظمت ديگران را ببيند و به آن اعتراف کند و خواستار بروز و ظهور و توسعه آن باشد.
اين ويژگي اخلاقي از ويژگي هائي است که در نسبت آدميان با يکديگر قابل تشخيص است. چنين انسان هائي، در اين حالت، به مثابه آيينه اي هستند که خوبي خود را در تلقي خوبي ديگران بازتاب مي دهند. حتي در برخورد با نقاط ضعف ديگران نيز واقع بينانه برخورد مي کنند و آيينه وار، همان را خالصانه و بي پيرايه منعکس مي کنند.

