حرفهایی همیشه ارزشمند میمانند. حرفهایی هم فقط در لحظه خطورشان به ذهن و نوشتن درست و مهم پنداشته می شوند و بعدها که با نگاهی دیگر و در شرایطی متفاوت به آنها فکر می کنیم با آنها توافقی نمی یابیم، نیازمند اصلاحشان میبینیم یا بیارزش برای گفتن.....
چرا که تفنن ، اشتباه، تعارض و تغییر شرایط ، کما بیش بخشهای جدایی ناپذیر زندگی مان هستند و این اقتضای آدمیزاد بودن است:
موجودی که خلق شده تا با اصلاح تدریجی حرکتش ماهیت خود را بسازد.
به نظرم واژه صابرین " در آیه شریفه « اِنُ الله مُع الصابرین » اشاره به هر آن چیزی است که رنج زیستن در سکوت" را قابل تحمل می کند. سکوتی که گاه مرهم است و گاه محرم و چه شیرین تر سکوتی که با صبر همراه باشد.
دوشنبه شب گذشته ، در حال مرور آرشیو چند پورتال خبری و تحلیلی انگلیسی زبان بودم که مشاهده گزارشی از سخنرانی وزیر آموزش و پرورش آفریقای جنوبی مندرج در آن رو بسیار جالب و خواندنی دیدم و بر آن شدم تا نگاهی کوتاه به محتوای آن بیندازم و آن را به پست این هفته وبلاگم اختصاص دهم.
وزیر آموزش و پرورش آفریقای جنوبی در یکی از سخنرانی هایش چنین گفته:"وقتی باد می وزد عده ای به فکر ساخت دیوار و عده ای دیگر آسیاب بادی می سازند". زیبایی و عمق جمله وزیر متفکر آموزش و پرورش آفریقای جنوبی از منظر من شاید کم نظیر و گرانسنگ باشد چرا که :
آنانی که آسیاب بادی می سازند در واقع مصداق افرادی هستند که تهدید ها رو به فرصت ها تبدیل می کنند. وزش باد ، آن هم باد سنگین و تند می تواند موجب خسارت های زیادی شود در حالی که ایجاد آسیاب بادی در مسیر بادهای تند زحمت را به رحمت تبدیل می کند. مدیران سازمان ها دائما در مسیر بادهای تند ، یعنی تهدیدهای ریز و درشت هستند که هر کدام از آن تهدیدها می تواند موجب کندی در کار و فلج شدن امور در سازمان ها شوند.
از این رو بکارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر و یا مفهوم جدید (خلاقیت و نوآوری) با استفاده از یک الگوی بنیادی از اهداف فعلی و برنامه ریزی شده و بهره برداری و تخصیص منابع و تعاملات یک سازمان با عوامل محیطی (استراتژی) می تواند نقش بسزایی در بهبود شرایط و تعالی و پیشرفت سازمان داشته باشد.
در فرهنگ ما مفهوم تربیت " مترادف با تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش است و سابقه ای طولانی دارد. واژه تعلیم و تربیت که برابر Education آمده است، جزو واژه های جدید است و در حقیقت به همان معنی تربیت است.اما «معمولا چنین تعبیر شده و می شود که این دو (تعلیم و تربیت)از همدیگر جدا هستند و هر یک به عمل خاصی اطلاق می شوند؛ بدین معنا که آموزش یا تعلیم به یاددادن موضوعها یا مهارتهای خاص گفته می شود ، مانند آموزش ریاضی ، خواندن و نوشتن و ... و پرورش یا تربیت به آموزشهای دینی و اخلاقی و ... گفته می شود.»
محافل علمی و تربیتی این دو را از هم جدا نمی دانندو معتقدند که آموزش می باید زمینه ای برای پرورش باشد و چنانکه با روش صحیح انجام پذیرد، نوعی پرورش است؛لذا آموزش را محور پرورش قلمداد می کنند.
با این شرایط برخی تربیت را ایجاد زمینه لازم برای شکوفایی استعداد های بالقوه و برخی دیگر آن را کسب آمادگی برای زندگی یا توانایی حل مساله قلمداد می کنند. بنابراین می توان تربیت را شرایط لازم برای رشد همه جانبه افراد به منظور بهره مندی از زندگی شخصی و اجتماعی با به کارگیری قابلیت های خود تعریف کرد. از این منظر، وظیفه آموزش و پرورش ایجاد شرایط مناسب و برنامه ریزی علمی و تدارک منابع فیزیکی، تجهیزات، منابع انسانی و آموزشی برای رشد شناختی، عاطفی، اخلاقی، فرهنگی، بدنی و کسب مهارت های ضروری افراد است. رشد متوازن و همه جانبه مستلزم شرایط بیرونی و درونی است ، مانند وجود امکانات و انگیزه ...

