تبليغاتX
اندیشه گر
سه شنبه نوزدهم آذر 1387
اگر بار دیگر امیر کبیری ظهور می کرد ...


      چند روزی هست که تو اوج امتحانات میانترمم و چند تا پروژه ای که درحال انجام شون هستم،دغدغه های فکری هم که علی ماشاالله ذهن رو مخدوش کرده اما با همه این اوصاف دلم هوس کرده دارم امیر کبیر رو می خونم، نمی دونم چرا؟ اما حس می کنم که از خوندنش دارم به عزت و صلابت نفس میرسم.
      بی شک زنان و مردان بزرگ همیشه در ذهن ها خواهند ماند چه که آزادگی و عزت نفس نه فقط مختص آنان که به همه انسان هایی تعلق دارد که در هر دوره ای که باشند بنا به فطرت الهی و پاک خود محبت این مردان و زنان را در دل زنده نگه می دارند.بد نیست به متنی اشاره کنم که آدمیت در کتاب خود آورده است. متنی که خطاب به ناصرالدین شاه است و به خوبی توصیه ناپذیری امیر و روح آزاده او را نشان می دهد:

 


قربانت شوم !
السّاعه كه در ايوان منزل با همشيره همايونی به شكستن لبه نان مشغولم، خبر رسيد كه شاهزاده موثق الدّوله ـ حاكم قم ـ را كه به جرم رشاء و ارتشاء (یعنی رشوه دادن و رشوه گرفتن) معزول كرده بودم، به توصيه عمّه خود ابقاء فرموده و سخن هزل بر زبان رانده ايد.
فرستادم او را تحت الحفظ به تهران بياورند تا اعليحضرت بدانند كه اداره امور مملكت با توصيه عمّه و خاله نمی شود. 

زياده جسارت است؛ تقی

     این نامه را وقتی امیرکبیر نوشته که او نخست وزیر بوده و ناصرالدین هم شاه بوده. ضمنا معلوم میشود که در زمان قدیم رشوه دادن و گرفتن جرم بوده و مجازات هم داشته.
راستی اگه یه بار دیگه فرزند کربلایی قربان فراهانی می آمد و از همون قدرت و اعتبار صدوشصت سال پیش درحکومت استعمارزده ی قاجار بهره مند می شد چه می کرد و چه می تونست بکنه؟

     درمورد امیر کبیر کتاب زیاده اما فکر کنم که بهترینش کتاب امیرکبیر و ایران از  فریدون آدمیت باشه و البته کتاب جامعه شناسی نخبه کشی ازعلی رضا قلی هم جالبه که من هنوز پیداش نکردم.


توجه: دارم روی همین نامه یک سری كالبد شكافي هایی می کنم تا از وراي اين نوشته ارزشمند به خروجي دست يابم شاید تو پست های بعدی ارائه کردم.
 
نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 19:54 | | لينک به اين مطلب