تبليغاتX
اندیشه گر
پنجشنبه هفدهم بهمن 1387
بررسی روندهای توسعه (1)

وقتی به روندهای توسعه در سراسر تاریخ نظر می کنیم پدیده ی بسیار جالبی را مشاهده می کنیم. در نقاط معینی از زمان، تقریباً هر هزار سال یا در این حدود، یک پیشرفت عظیم در دانش، اکتشافات، عقاید و تمدن انسانی روی داده است. این جهش های عظیم به جلو معمولاً فعالیت های اقتصادی را تقویت و تحریک کرده است و باعث تغییرات عمده ای در زندگی افراد و روش ارتباط انسانها با یکدیگر و با محیط شان شده است.

      نمونه هایی از این نقاط برجسته ی تاریخی عبارتند از ایجاد خانواده، تشکیل قبیله، ظهور آبادی- شهر، تأسیس دولت ، شکل گیری ملت  و به عنوان یک پیشرفت طبیعی، فرایند جهانی شدن که ما اکنون آن را تجربه می کنیم. این تغییر در روش عملکرد تمدن به تدریج و در مدت زمانی طولانی رخ می دهد.که به مرور به اوج عظمت و سال های طلایی شکوفایی خود می رسد و به دنبال آن به آهستگی تنزل پیدا می کند که نشانه ی نیاز به تجدید افکار، تعهد به بسط روابط و راههای تازه ای برای انجام کارهاست. آیا این فرایند شما را به یاد عملکرد جهان طبیعت نمی اندازد؟

      به نظر می رسد که در این فرایند توسعه و پیشرفت تمدن مفهوم بسیار مهمی فکر انسان را به خود مشغول کرده است – آزادی و توانایی فرد برای انتخاب. آزادی موضوع مباحث زیادی بوده است و میلیونها انسان در جنگ ها و نزاع هایی برای تحقق آن از دست رفته اند. در عین حال بعضی افراد تأکید بسیاری بر اهمیت جامعه و مسؤولیت اجتماعی داشته اند. خط مشی های ایدئولوژیکی و نظریه های عمده ای بر انتخاب میان آزادی فردی یا رفاه اجتماعی مبتنی بوده اند. سرمایه داری و سوسیالیزم به عنوان دو مکتب متمایز فکری ظاهر شده اند؛ هریک از آن دو کاملاً بر یک خط مشی عملی و فعالیت اقتصادی تمرکز کرده اند. هنوز بسیاری از ملتها می کوشند که به یکی از این دو وفادار بمانند. تنگنای انتخاب میان سرمایه داری و سوسیالیزم جریان تاریخ و دیدگاه افراد درباره ی فرایند رشد و بلوغ را عوض کرده است.

      سؤال اینجاست: چرا لازم است که یکی از این دو نظریه را انتخاب کنیم؟ مثل این است که به یک نفر بگوییم سیب می خواهی یا پرتقال. بدیهی است که فرد می تواند به طرق گوناگونی پاسخ دهد و بسته به خلاقیت و درک او طیف وسیعی از پاسخ ها می تواند وجود داشته باشد، از "هیچکدام" گرفته تا سالاد میوه یا اجزاء دیگر.

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 14:29 | | لينک به اين مطلب
پنجشنبه دهم بهمن 1387
بودن اما چگونه ...

چاهي در بياباني وجود دارد كه در آن آب زلالي است. دو فرد مي خواهند از چاه آب بنوشند، دو راه وجود دارد:

1- فردي كه قدرت بيشتر و زور بازوي بيشتري دارد فرد ديگر را مجبور كند تا هر روز آب را از چاه بالا كشد و در بشكه اي بزرگ به خانه ي فرد قدرتمند حمل كند و يك جرعه ، فقط يك جرعه خود بنوشد تا زنده بماند و فردا باز هم..... .
قدرت و زور مي تواند نژاد برتر ، جنسيت فرد ، حيله گري ، ارث رسيده به او ، اشرافيت، بزرگ بینی و .... باشد. فرد زورمند هر روز ذخيره ي آبش بيشتر مي شود ولي فرد ديگر هميشه در سختي و تشنگي بسر مي برد. ( جامعه جنگلي- سرمايه داري )

2- آب را با يكديگر از چاه بيرون كشند و هر فرد به اندازه ي نياز خود از آب بنوشد و هر دو با هم سیراب شوند و از این شرایط در آسایش و رفاه به سر برند. (جامعه ي انساني )

پی نوشت:

من راه دوم را مي پسندم و براي آن مبارزه خواهم كرد.

 

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 19:41 | | لينک به اين مطلب