تبليغاتX
اندیشه گر
جمعه سی ام اسفند 1387
آغاز سال 1388 خورشیدی مبارک و فرخنده باد
               
                 


يا مقلب القلوب و الابصار

يا مدبر اليل و النهار           

يا محول الحول و الاحوال 

حول حالنا الا احسن الحال


برگه های سال 1387 خورشیدی ورق خورد و هم اکنون در آستانه فرارسیدن بهار سال جدید هستیم آرزومندم که تبریکات صمیمانه ام به مناسبت آغاز سال نو مورد قبول شما واقع گردد و میمنت سال جدید طلیعه ی موفقیت های بزرگ برای شما باشد.

سالهاست که به هنگام تحویل سال، خدای برگرداننده احوال را صدا می زنیم و از او رسیدن به بهترین حال را آرزو می کنیم. سالهاست که از تدبیر کننده اصلی خلقت می خواهیم که حال ما را با فرا رسیدن سال جدید دگرگون کند و از این دگرگونی، بهبود اوضاع را طلب می نماییم.

هزاران سال است که ایرانیان، نوروز را بهانه می کنند تا کینه ها را کنار بگذارند و به یمن لبخند زدن شکوفه ها، به دیدار یکدیگر بروند و به روی هم لبخند بزنند و صدها سال است که ایرانیان سفره سنتی خود در نوروز را با کتاب آسمانی مزین می کنند و لحظات ورود به سال جدید شمسی را با زیباترین ادعیه آسمانی جشن می گیرند. امسال هم در هنگام تحویل سال دست به دعا برمی داریم و از خدا می خواهیم که چشمان همه ما را به حقایق باز گند تا بدانیم دیگران هم می بینند و می دانند. از خدا بخواهیم قلب های ما را با این حقیقت روشن سازد که جز با کنار گذاشتن کینه ها و با قبول این حقیقت که همه آگاهی ها فقط در اختیار ما نیست، نخواهیم توانست سالی متفاوت را آغاز و با خوشی به پایان برسانیم.

 پس ای خدای بزرگ ! ما را باز درآغاز قرارده، آغازي که به سوي تو باشد و سرانجامش هم تو باشي.
بار خدایا ! تحویل سال را با تغییر نگاه ما همراه ساز و بر قلب های ما آنچنان گشادگی عطا کن که بدانیم دیگران هم مخلوق تو هستند و مواهبی که آفریدی متعلق به همگان است.
و اي خداي نوروز ، اي صاحب لحظه هاي ناب عيد، روز ما و جامه مان را نو و روزي و جانمان را نو تر فرما.

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 15:13 | | لينک به اين مطلب
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
بیا و اسب کهر زین کن

بهار ! منتظرت هستم
بهار ! منتظرت هستم
بیا به دعوت آغوشم
بخوان زچشمه خوشبختی
هزار زمزمه در گوشم
بریز باده خواهش را
به کام سوخته از هجرم
بسای دست نوازش را
به جعد ریخته بر دوشم

.

تو ذات زنده پویایی
گمان مدار که معنایی
مرا ببوس و تماشا کن
که می گدازم و می جوشم

                  .

برآرم از تن و بسپارم                       بیا و اسب کهر زین کن
به آب جامه رنگین را                       مرا ببر به دگر سامان
سبک خیال ز عریانی                      که از گروه ستم کیشان
به اعتدال روان کوشم                     کناره گیرم و رخ پوشم

.                     .

به یمن نم نم بارانت                       ولی سخن به غلط گفتم
غبار قهر ز دل شویم                       برون ز خانه نخواهم شد
در آفتاب درخشانت                        هنوز شعله رقصانم
حریر مهر به تن پوشم                     گمان مدار که خاموشم

.                     .

بهار ! خسته ز بیدادم                     اگر نه چشم ، زبانم هست
بیا که صبر ز کف دادم                     دل همیشه جوانم هست
چه فتنه ها که در این سامان           چو رای ساختنش دارم
سیاه کرده دل و هوشم                  وطن مباد فراموشم!

سیمین بهبهانی"

پی نوشت:
۱. فکر نکنم منظور شاعر از بهار" در شعر نام و نشانی از کسی باشد بلکه ... .

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 15:19 | | لينک به اين مطلب
یکشنبه هجدهم اسفند 1387
نقش زنان در روند توسعه

      اولین و مهمترین راهكار برای تحقق توسعه ، برنامه ریزی درست و اصولی آن است.متاسفانه تاكنون نقش زنان در مراحل مختلف توسعه به طور كامل مورد توجه نبوده و یااثر فرایند توسعه بر وضعیت زنان مشخص نشده است ، ناتوانی برنامه های توسعه در این رابطه تاثیر و نتیجه این برنامه ها را محدود كرده است .
      واردكردن مسئله جنسیت در فرایند توسعه ، اصول مختلفی چون رفاه ، برابری ،فقرزدایی ، كارآیی و توانمندسازی زنان را مطرح كرده و همین طور تقسیم نقشها، انتظارات جامعه از زنان و مردان و ساختارهای جنسیتی مورد توجه قرار گرفته است . برای سازماندهی مناسب زنان و توانمندسازی آنان در فرایند توسعه ، برنامه ریزی و اقدامات اصولی مورد نیاز است كه طلیعه آن در دنیا قابل مشاهده است .دخالت مسئله جنسیت در برنامه های توسعه به استراتژی ها و پویش هایی باز می گرددكه هدفهای پاسخ به جنسیت را در دستورات ، سیاستها، طرحها و خدمات بخشهای متنوع سازمان وارد كرده و موجب بهبود آموزش اعضای سازمانها برای تفكر در مورد موضوع جنسیت و اختصاص امكانات كافی برای انجام فعالیتهای پاسخ به جنسیت در برنامه های دولت خواهد شد. برخی از استراتژی های پیشنهادی بدین شرح اند:
استراتژی اول : واردكردن آگاهی و حساسیت جنسیتی در تحصیلات ، آموزش منظم و برنامه های دولت.برنامه های دولت باید حساسیت جنسیتی را در میان دست اندركاران سیاست و مجریان توسعه و گروههای ذیربط بگستراند. به طوری كه متضمن نكات زیر باشد:
پی بردن به این واقعیت كه تفاوت نقشهای زن و مرد و انتظارات جامعه از این دو، ازهنجارهای اجتماعی نشات گرفته و همین امر به اقدامات تبعیض آمیزی علیه زنان منجرگردیده است; اعتقاد به اینكه روابط انسانی باید بر اصول برابری ، عدالت و كنشهای متقابل و بركنار از تبعیض استوار باشد; دست زدن به تلاش بی وقفه به منظور ریشه كن كردن هر نوع تبعیض در محیط خانه و محل كار.
استراتژی دوم : بهبود دستیابی برابر به منابع ، فرصتها و منافع كه این برابری شامل برابری مشاركت "، مشاركت زنان در كلیه امور و برنامه های دولت "،برابری دسترسی به فرصتها "رفع موانع قانونی ورویه ای" ، برطرف كردن موانع اجتماعی و فرهنگی "الگوها و كلیشه های سنتی " در برابر مشاركت كامل زنان.
استراتژی سوم : ریشه كن كردن تعصبات منفی نسبت به ترقی زنان و اعتقاد به برابری اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی .
استراتژی چهارم : به رسمیت شناختن نقشهای چندگانه زنان در تدوین قانون ، سیاستها وبرنامه های دولت.
استراتژی پنجم : طرح ، تطبیق و آزمون و فنون و ابزارهایی كه تولید و درآمد زنان راافزایش داده و از سختی كار آنها می كاهد.

       در عصر ما توسعه هدفی والاست كه مورد توجه سیاستمداران و مجریان امور بوده و كوششهای بسیاری در زمینه تحقق آن صورت پذیرفته است اما در این میان توجه چندانی به بحث جدی زنان " ، به عنوان یكی از اركان مهم توسعه نشده است . برای رفع این خلا باید تلاشهای گسترده ای برای مشاركت زنان درتوسعه صورت پذیرد و استراتژی های جهانی به بوته آزمون نهاده شده و مناسب ترین آنان به كار گرفته شوند.
دستیابی به هدفهای جنسیت و توسعه به هیچ روی كار آسانی نیست و حمایت همه افراد در سطوح مختلف دستگاههای دولتی و مجریان را می طلبد. این امر مستلزم كوششی است آگاهانه تا به مدد آن بتوان علائق و شور زنان و مردان را در جهت ترقی اجتماعی و اقتصادی به حركت درآورد و از آن بهره جست. تحقق این مهم همچنین نیازمند وقوف كامل نسبت به نقشها، روابط و تلاشهای زنان و مردان در عرصه حیات سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی است. علاوه بر این لازم است برای ارزشگذاری فعالیتهای گوناگون اقتصادی و غیراقتصادی ، چارچوبی تدارك شود. از این گذشته رسیدن به هدفهای توسعه ، به اندیشه و اقدامی جدی نیاز دارد كه جهتی انسانی داشته و برای حل مسائل جنسیت الهام بخش باشد و آینده جامعه و نیازهای مردان و زنان را در هر سنی درك كند و برای تحقق این نیازها، همه مساعی خود را به كار گیرد.
افزون براین ، اقدامات دیگری باید صورت پذیرد، اولا قبل از هرچیز لازم است هدفهای جنسیت و توسعه به خوبی روشن شود و در متن برنامه ها و دستاوردهایی كه دركشور دنبال می شود قرار گیرد. ثانیا چون این مفاهیم تازگی داشته و با راه و رسم متعارف اندیشه توسعه سنتی سازگار نیست از این رو باید یك گروه طرفدار جنسیت در سازمان ها به وجود آید و برای تحقق این اهداف مجدانه تلاش كند.
بدین ترتیب باید در جهت سازماندهی مناسب زنان ، توانمندساختن آنها ، توجه به منافع و سهم آنها در جریان توسعه و برخورداری از مواهب توسعه ، برنامه ریزی لازم صورت پذیرد تا توسعه ای مناسب ، متوازن و پایدار تحقق یابد كه هدف آن تعالی وكرامت انسان اعم از زن و مرد است.


پی نوشت:

۱) ۸ مارس ، روز جهانی زن " بر تمامی ایراندختان و زنان و مادران دنیا مبارک و فرخنده باد. امید که بتوان حقیقی ترین شاخص توانایی جوامع و ملت ها را بهبود بخشیم.

۲) امروز بهانه ای بود تا بار دیگر ضمن قدرشناسی و قدردانی از مقام شامخ مادر و زن شادمانه خدمت مادر رسم و با کمال خضوع و احترام بر دستان همچو گلش بوسه زنم.

۳)روز جهانی زن یاد آور واقعه ای ست که در هشتم مارس 1857 اتفاق اقتاد. مختصری از آنچه در این روز گذشته و تاریخچه آنرا در ویکی پدیا ببینید.

۴)زندگي را زنان و مردان برابر زيباتر مي‌کند. تبعيض از هر نوع آن غيرانساني است، با هر گامي که تبعيض عليه زنان از زندگي بيرون رانده شود، زندگاني انساني‌تر، شادمانه‌تر و زيباتر خواهد شد، هم برای زنان و هم برای مردان.

۵)زنان در نقش مادر و معلم از اصلی ترين اهرم های تحول فرهنگ به شمار می آيند، پس بايد گفت:

 زنان در قلب توسعه واقع اند"

خانه داری نبايد حضور در اجتماع را نفی کند بلکه با حمايت های جامعه بايد در کنار هم و مکمل يکديگر باشند.

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 23:43 | | لينک به اين مطلب
جمعه نهم اسفند 1387
نقدی بر اجتماع

از اشکال کنش های اجتماعی، یکی آن است که به جای تامل و تفکری که بتواند راه به چیزی و کاری بگشاید، دو مسیر انحرافی را پیش بگیریم: یکی آنکه روی به سوی نوعی سطحی نگری خودشیفته روی بیاوریم که هر نوع انتقادی را نشانه ای از بی مسئولیتی و کارشکنی و نبود تمایل برای پیش برد امور و بهبود موقعیت ها می داند و بنابراین اصرار دارد به محض آنکه حرف و سخنی از «نقد» و «آسیب شناسی» به میان می آید، از «بدبینی» و «سیاه نمایی» و «از میان بردن امید» و غیره صحبت کند و با نگاهی مشکوک خواستار ارائه «راه حل» و «انتقاد سازنده» شود؛ در حالی که لزوما دیدگاه انتقادی نمی تواند دربر دارنده راه حل ها باشد؛ همانگونه که در پزشکی نیز «تشخیص» درد و بیماری لزوما با «درمان» آنها ارتباط ندارد، چه بسا دردها و بیماری هایی که تشخیص داده می شوند و یا اصولا درمان پذیر نیستند و یا به سختی  و تنها به صورتی نسبی می توان درمانشان کرد و در بسیاری موارد نیز  تشخیص و درمان به وسیله افراد یکسانی انجام نمی گیرد. اما این دلیل آن نشده است که بگوئیم اگر درمانی ندارید ، تشخیص هم ندهید یعنی همان استدلالی که در مفهئوم کذائی «انتقاد سازنده» هست. 
اما این رویکرد؛ سوی دیگری نیز دارد یعنی در نقطه متقابل با  قطب  خودشیفتگی سطحی بینانه ای که هر نوع آسیب شناسی را به حساب خصومت می گذارد، با نگاهی دیگر نیز روبروئیم که تصور می کند، هر نوع انتقاد به خودی خود دارای ارزشی مطلق است و اصولا هیچ وظیفه و هیج رسالتی در فرد انتقاد کننده نسبت به آنچه از آن انتقاد می کند، وجود ندارد. در اینجا به مفهوم و رویکردی می رسیم که در زبان عامیانه به آن «غر زدن» نام داده اند. کاری که تقریبا هر کس در هر موقعیت و مقامی می تواند انجام بدهد بدون آنکه تقریبا کمترین هزینه ای برایش داشته باشد. همیشه می توان تقصیر مشکلات را متوجه «آنها» یی دوردست و دست نایافتنی و در سایه، «دشمنان» و «توطئه گران» کرد، «آنهایی» که در غباری از عدم شفافیت باقی می مانند و به همین دلیل نیز عموما می توان گاه به گاه عوضشان کرد تا تنوعی هم ایجاد نمود، ولی در عین حال همواره یک چیز  قطعی درباره «آنها» وجود دارد : اینکه «آنها» ، «ما» نیستند ، بنابراین تخلیه مشکلات به سوی «آنها» حداقل سودش آن است که بار مسئولیت را از شانه های «ما» برمی دارد. افزون بر این «خیال» یا «کلی» بودن «آنها» نیز ، موضع گیری ها را به کمترین هزینه برای «ما» می رساند.  

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 12:57 | | لينک به اين مطلب