تبليغاتX
اندیشه گر
یکشنبه هجدهم اسفند 1387
نقش زنان در روند توسعه

      اولین و مهمترین راهكار برای تحقق توسعه ، برنامه ریزی درست و اصولی آن است.متاسفانه تاكنون نقش زنان در مراحل مختلف توسعه به طور كامل مورد توجه نبوده و یااثر فرایند توسعه بر وضعیت زنان مشخص نشده است ، ناتوانی برنامه های توسعه در این رابطه تاثیر و نتیجه این برنامه ها را محدود كرده است .
      واردكردن مسئله جنسیت در فرایند توسعه ، اصول مختلفی چون رفاه ، برابری ،فقرزدایی ، كارآیی و توانمندسازی زنان را مطرح كرده و همین طور تقسیم نقشها، انتظارات جامعه از زنان و مردان و ساختارهای جنسیتی مورد توجه قرار گرفته است . برای سازماندهی مناسب زنان و توانمندسازی آنان در فرایند توسعه ، برنامه ریزی و اقدامات اصولی مورد نیاز است كه طلیعه آن در دنیا قابل مشاهده است .دخالت مسئله جنسیت در برنامه های توسعه به استراتژی ها و پویش هایی باز می گرددكه هدفهای پاسخ به جنسیت را در دستورات ، سیاستها، طرحها و خدمات بخشهای متنوع سازمان وارد كرده و موجب بهبود آموزش اعضای سازمانها برای تفكر در مورد موضوع جنسیت و اختصاص امكانات كافی برای انجام فعالیتهای پاسخ به جنسیت در برنامه های دولت خواهد شد. برخی از استراتژی های پیشنهادی بدین شرح اند:
استراتژی اول : واردكردن آگاهی و حساسیت جنسیتی در تحصیلات ، آموزش منظم و برنامه های دولت.برنامه های دولت باید حساسیت جنسیتی را در میان دست اندركاران سیاست و مجریان توسعه و گروههای ذیربط بگستراند. به طوری كه متضمن نكات زیر باشد:
پی بردن به این واقعیت كه تفاوت نقشهای زن و مرد و انتظارات جامعه از این دو، ازهنجارهای اجتماعی نشات گرفته و همین امر به اقدامات تبعیض آمیزی علیه زنان منجرگردیده است; اعتقاد به اینكه روابط انسانی باید بر اصول برابری ، عدالت و كنشهای متقابل و بركنار از تبعیض استوار باشد; دست زدن به تلاش بی وقفه به منظور ریشه كن كردن هر نوع تبعیض در محیط خانه و محل كار.
استراتژی دوم : بهبود دستیابی برابر به منابع ، فرصتها و منافع كه این برابری شامل برابری مشاركت "، مشاركت زنان در كلیه امور و برنامه های دولت "،برابری دسترسی به فرصتها "رفع موانع قانونی ورویه ای" ، برطرف كردن موانع اجتماعی و فرهنگی "الگوها و كلیشه های سنتی " در برابر مشاركت كامل زنان.
استراتژی سوم : ریشه كن كردن تعصبات منفی نسبت به ترقی زنان و اعتقاد به برابری اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی .
استراتژی چهارم : به رسمیت شناختن نقشهای چندگانه زنان در تدوین قانون ، سیاستها وبرنامه های دولت.
استراتژی پنجم : طرح ، تطبیق و آزمون و فنون و ابزارهایی كه تولید و درآمد زنان راافزایش داده و از سختی كار آنها می كاهد.

       در عصر ما توسعه هدفی والاست كه مورد توجه سیاستمداران و مجریان امور بوده و كوششهای بسیاری در زمینه تحقق آن صورت پذیرفته است اما در این میان توجه چندانی به بحث جدی زنان " ، به عنوان یكی از اركان مهم توسعه نشده است . برای رفع این خلا باید تلاشهای گسترده ای برای مشاركت زنان درتوسعه صورت پذیرد و استراتژی های جهانی به بوته آزمون نهاده شده و مناسب ترین آنان به كار گرفته شوند.
دستیابی به هدفهای جنسیت و توسعه به هیچ روی كار آسانی نیست و حمایت همه افراد در سطوح مختلف دستگاههای دولتی و مجریان را می طلبد. این امر مستلزم كوششی است آگاهانه تا به مدد آن بتوان علائق و شور زنان و مردان را در جهت ترقی اجتماعی و اقتصادی به حركت درآورد و از آن بهره جست. تحقق این مهم همچنین نیازمند وقوف كامل نسبت به نقشها، روابط و تلاشهای زنان و مردان در عرصه حیات سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی است. علاوه بر این لازم است برای ارزشگذاری فعالیتهای گوناگون اقتصادی و غیراقتصادی ، چارچوبی تدارك شود. از این گذشته رسیدن به هدفهای توسعه ، به اندیشه و اقدامی جدی نیاز دارد كه جهتی انسانی داشته و برای حل مسائل جنسیت الهام بخش باشد و آینده جامعه و نیازهای مردان و زنان را در هر سنی درك كند و برای تحقق این نیازها، همه مساعی خود را به كار گیرد.
افزون براین ، اقدامات دیگری باید صورت پذیرد، اولا قبل از هرچیز لازم است هدفهای جنسیت و توسعه به خوبی روشن شود و در متن برنامه ها و دستاوردهایی كه دركشور دنبال می شود قرار گیرد. ثانیا چون این مفاهیم تازگی داشته و با راه و رسم متعارف اندیشه توسعه سنتی سازگار نیست از این رو باید یك گروه طرفدار جنسیت در سازمان ها به وجود آید و برای تحقق این اهداف مجدانه تلاش كند.
بدین ترتیب باید در جهت سازماندهی مناسب زنان ، توانمندساختن آنها ، توجه به منافع و سهم آنها در جریان توسعه و برخورداری از مواهب توسعه ، برنامه ریزی لازم صورت پذیرد تا توسعه ای مناسب ، متوازن و پایدار تحقق یابد كه هدف آن تعالی وكرامت انسان اعم از زن و مرد است.


پی نوشت:

۱) ۸ مارس ، روز جهانی زن " بر تمامی ایراندختان و زنان و مادران دنیا مبارک و فرخنده باد. امید که بتوان حقیقی ترین شاخص توانایی جوامع و ملت ها را بهبود بخشیم.

۲) امروز بهانه ای بود تا بار دیگر ضمن قدرشناسی و قدردانی از مقام شامخ مادر و زن شادمانه خدمت مادر رسم و با کمال خضوع و احترام بر دستان همچو گلش بوسه زنم.

۳)روز جهانی زن یاد آور واقعه ای ست که در هشتم مارس 1857 اتفاق اقتاد. مختصری از آنچه در این روز گذشته و تاریخچه آنرا در ویکی پدیا ببینید.

۴)زندگي را زنان و مردان برابر زيباتر مي‌کند. تبعيض از هر نوع آن غيرانساني است، با هر گامي که تبعيض عليه زنان از زندگي بيرون رانده شود، زندگاني انساني‌تر، شادمانه‌تر و زيباتر خواهد شد، هم برای زنان و هم برای مردان.

۵)زنان در نقش مادر و معلم از اصلی ترين اهرم های تحول فرهنگ به شمار می آيند، پس بايد گفت:

 زنان در قلب توسعه واقع اند"

خانه داری نبايد حضور در اجتماع را نفی کند بلکه با حمايت های جامعه بايد در کنار هم و مکمل يکديگر باشند.

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 23:43 | | لينک به اين مطلب
پنجشنبه هفدهم بهمن 1387
بررسی روندهای توسعه (1)

وقتی به روندهای توسعه در سراسر تاریخ نظر می کنیم پدیده ی بسیار جالبی را مشاهده می کنیم. در نقاط معینی از زمان، تقریباً هر هزار سال یا در این حدود، یک پیشرفت عظیم در دانش، اکتشافات، عقاید و تمدن انسانی روی داده است. این جهش های عظیم به جلو معمولاً فعالیت های اقتصادی را تقویت و تحریک کرده است و باعث تغییرات عمده ای در زندگی افراد و روش ارتباط انسانها با یکدیگر و با محیط شان شده است.

      نمونه هایی از این نقاط برجسته ی تاریخی عبارتند از ایجاد خانواده، تشکیل قبیله، ظهور آبادی- شهر، تأسیس دولت ، شکل گیری ملت  و به عنوان یک پیشرفت طبیعی، فرایند جهانی شدن که ما اکنون آن را تجربه می کنیم. این تغییر در روش عملکرد تمدن به تدریج و در مدت زمانی طولانی رخ می دهد.که به مرور به اوج عظمت و سال های طلایی شکوفایی خود می رسد و به دنبال آن به آهستگی تنزل پیدا می کند که نشانه ی نیاز به تجدید افکار، تعهد به بسط روابط و راههای تازه ای برای انجام کارهاست. آیا این فرایند شما را به یاد عملکرد جهان طبیعت نمی اندازد؟

      به نظر می رسد که در این فرایند توسعه و پیشرفت تمدن مفهوم بسیار مهمی فکر انسان را به خود مشغول کرده است – آزادی و توانایی فرد برای انتخاب. آزادی موضوع مباحث زیادی بوده است و میلیونها انسان در جنگ ها و نزاع هایی برای تحقق آن از دست رفته اند. در عین حال بعضی افراد تأکید بسیاری بر اهمیت جامعه و مسؤولیت اجتماعی داشته اند. خط مشی های ایدئولوژیکی و نظریه های عمده ای بر انتخاب میان آزادی فردی یا رفاه اجتماعی مبتنی بوده اند. سرمایه داری و سوسیالیزم به عنوان دو مکتب متمایز فکری ظاهر شده اند؛ هریک از آن دو کاملاً بر یک خط مشی عملی و فعالیت اقتصادی تمرکز کرده اند. هنوز بسیاری از ملتها می کوشند که به یکی از این دو وفادار بمانند. تنگنای انتخاب میان سرمایه داری و سوسیالیزم جریان تاریخ و دیدگاه افراد درباره ی فرایند رشد و بلوغ را عوض کرده است.

      سؤال اینجاست: چرا لازم است که یکی از این دو نظریه را انتخاب کنیم؟ مثل این است که به یک نفر بگوییم سیب می خواهی یا پرتقال. بدیهی است که فرد می تواند به طرق گوناگونی پاسخ دهد و بسته به خلاقیت و درک او طیف وسیعی از پاسخ ها می تواند وجود داشته باشد، از "هیچکدام" گرفته تا سالاد میوه یا اجزاء دیگر.

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 14:29 | | لينک به اين مطلب