بعضی وقت ها احساس می کنیم که انگار هوای دلمان ابری ست که البته طبیعی هم هست.بالاخره ما هم آدمیم و شاهد هواهای متفاوت دل خویش!
اما
اگر که امروز هوای دل مان ابری است و نمی توانیم خورشید را ببینیم و به نظاره بنشینیم،اين دليل نمي شودكه منكر وجود و موجوديت خورشيد هم بشويم.
اصلا بهتر است بگويم كه دل،براي من مثل همان زميني است كه مدام پوشش هاي گوناگوني را به خود مي گيرد؛گاهي سبزه و گل،گاهي باران و گل،گاهي هم برف و يخبندان و سوز و سرما....
بياييد ايمان را اينگونه تعريف كنيم: نحوه اي از بودن ما كه حاكي از اين است كه در هواهاي شديدا ابري هم خورشيد هست،گر چه ديده نمي شود.شايد چنين به نظر برسد كه خورشيد ديگر هرگز خود را به ما نشان نمي دهد،اما اگر چنين باوري راست هم باشد،باز حقيقت،اين است كه خورشيد مدام پرتو افشاني مي كند،حتي وقتي كه پشت ابرهاست.در واقع گرماي خورشيد،مدام ساطع است؛درست زير لايه هاي قطور ابرهاي تيره.
وقتي هواي دل مان ابري است،خوب است تامل كنيم و قضاوت منفي مان را كمي به تاخير بياندازيم چرا كه بسياري از بدبيني هاي ما زاده ي اين است كه نمي توانيم ببينيم.
بياييد
روشني را بچشيم؛
به بودن برسيمِ
از «شدن»سر در آوریمِِِِ؛
و با خورشيد،
قرار و مداري ديگر را به سر آوريم....
در حالي كه براي پيگيري و انجام بعضي امور اداري و برگزاري همايش منابع انساني دوشنبه به تهران آمده بودم، از نوعي خيلي خاص طلبيدند و اكنون درجوار حرم امن رضوي به روز مي كنم.
نايب الزياره" همه دوستان هستم.
يا حق.

