تنها خدا را آغازی نیست و غیر از او هر چه را آغازی است. از آنگاه که متولد می شویم، بسیار آغازها را به اشکال مختلف تجربه می کنیم به این امید که به بهترین نحو ادامه شان دهیم. و در این راه گرچه انتخابِ گونه ای برتر جهت به مقصد رسیدن مهمترین است اما آغاز نیز خاطره ای است فراموش ناشدنی.
دکتر شریعتی می گوید: «عالیترین تجلی وجودی نوع انسان، معنی انسان، فلسفه هستی انسان و در عین حال دشوارترین مسئولیت انسان، «انتخاب» است.
آدمی همواره در انتخاب است: هر روز چند و چندین بار، شغل، رشته تحصیلی، دوست، سرگرمی، مسکن، همسر، جهت گیری سیاسی، راه، وسیله، مد و…
حتّی صبح که برای بیرون آمدن از خانه به سراغ لباس یا کلاه، کراوات یا عصایش می رود.
یکی از غرورآفرین ترین انتخابهای زندگی من هم در هفدهم فروردین 87 ( مصادف با 5 آوریل ۲۰۰8 ) صورت گرفت. وقتی که «بلاگ نوشت» را در اندیشه گر آغاز کردم.
امّا آغاز، فقط یکی از انتخابها بود….
هیچ وقت فکر نمی کردم که وبلاگ نویسی، این همه انتخاب در خود جای داده باشد! ولی در هیچ زمانی هم به انتخابهایم اینقدر مطمئن نبودم.
جالب است بدانید از همان شروع هیچگاه فقط به عنوان یک وبلاگ به آن نگاه نمی کردم. بلکه می خواستم تا هویت من در دنیای تقریباً آزادتر سایبر باشد جایی که بتوانم خودِ «خودم» باشم، به دور از هر نقابی.
با این احوال روزها از پی هم گذشتند، گاهی زود به زود و گاهی هم هفته به هفته سر می زدم و از دغدغه ها و باورهایم در آن می نوشتم. گرچه توجیه به روز نکردن های به موقع برای خودم هم موجه نیستند، ولی حتی در آن روزها هم فکر و ذکرم پیش زندگیم در دنیای سایبر بود. زندگی ای که شاید از خیلی جهات بیشتر دوستش دارم.
من بر اين باورم که هر کشوري براي پيشرفت و توسعه نياز به اين دارد که افراد آن کشور از هر قوم و طايفه اي و از هر زبان و فرهنگي و از هر دين و مذهبي خود را ملت واحد آن کشور بدانند و منافع ملي مشترکي را دنبال کنند. اما مردم هر کشوري زماني مي توانند منافع ملي مشترکي را تعريف و يا باز تعريف کنند که در يک محيط واقعي و پاک مانند مجامع علمي،همايش ها و محل هاي کار و....و يا در يک محيط مجازي مانند وبلاگ باهمديگر به بحث و گفتگو بپردازندتا از اين طريق خواسته هايشان از يک ملت و کشور را به گوش ديگران برسانند و نيز خواسته هاي ديگران نيز بشنوند. بي ترديد در چنين محيط هايي سلايق و ايده ها بسيار متفاوت و گاه متضاد خواهند بود.اما از دل همين تضادها نه تنها اشتراکات جلوه پررنگتري خواهند يافت بلکه لبه تيز تضادها نيز براي جلوگيري از برخوردهاي خشونت بار صيقل خواهند خورد و بدين ترتيب ساختاري به نام منافع ملي بوجود خواهد آمد.
امیدوارم که در آینده فارغ از این دنیای ماشینی وقت گیر و هزینه بر موقعیتی پیش آید که بتوانم بیشتر در «بلاگ نوشت» حاضر شوم تا بیشتر و بهتر «خودم» بمانم.
شاید قیاس مسخره ای باشد ولی گویی وبلاگ همچون فرزند آدمی است! از نقطه ای آن را می سازی و تلاش می کنی به خوبی پرورشش دهی گاه حاشیه می روی گاه به خوبی متمرکز می شوی ولی همیشه هدفت این است که آن را بهتر کنی و آنچه که می توانی در طبق اخلاص تقدیمش کنی...
از همه دوستان خوبي که در اين يک سال نظرات و انديشه هاي خود را از من دريغ نکردند سپاسگزارم.
پی نوشت:
خدایا !
آنچه را از دشواریش می ترسم، برایم آسان گردان زیرا آسان کردن آنچه من از دشواریش
می ترسم
بر تو آسان و کوچک است
و آنچه از ناهمواریش می ترسم برایم هموار نما، و آنچه را از فشار و تنگیش ترسم
برطرف کن
و انچه را از اندوهش ترسم از من باز دار
و دور ساز از من آنچه را ترس گرفتاریش را دارم ای مهربانترین مهربانان
خدایا دلم را پرکن از دوستی و ترس خود و ایمان به تو.

